داشتم می خندیدم به یکی از دیالوگ های کارتون رئیس مزرعه . جایی که پدر می گفت : یه مرد قوی همیشه دفاع وامیسته یه مرد قوی تر دفاع آخر . ماشین را نگه داشتم . پلاکارد سیاه را دیدم و اسم بزرگی که با رنگ آبی نوشته شده بود . یادم افتاد قوی ترین مرد تیم همیشه توی دروازه می ایستاد و نام اش حالا با آبی پررنگ روی پلاکارد سیاه بود . گفتم : تیم جدیدت مبارک ناصرخان... . و گریه ام را فروخوردم و راه افتادم... .