گفتم آها آقازاده شمایی پس ؟! آقاتون کجان ؟ چشمهاش را درشت کرد و گردن کشید طرف من . براق شد طرف من . دست بلند کردم که بزنی ، خوردی . دست کرد توی جیبش چند تا اسکناس تا نخورده ریخت رو میز . گفتم حاجی اگه ریش داشت از روز پیش داشت . جمع کن برو صدقه تو یه جای دیگه حروم کن . گلوی ما بریده س . سر پایین انداخت . گفتم واسه سگای آقات گربه شو نه اینجا که گرگ جلوت وایساده . بردار چندرقازتو بزن به چاک . عرق نشس به گرده ش . کمر خیسوند . گفت آقام گفته بیام این پولارو بدم به شما... . نذاشتم گه اضافه بمونه تو گلوش . گفتم داده پولو بدی به ما که  اون مادر هرجاییتو سیراب کنیم جای آقات؟ که اون دریده چاکو بگیریمش تو مشت که آقا بگرده تو خیابونا مثه داروغه یه لنگه پا مالیات خون سگ بگیره از مردم ؟ که آقات ریششو خزاب کنه بشینه دم مسجد صلوات بفرسته به مسلمونی خودشو هفت جد و آباد ننه ت؟ دست گذاشتم رو صورت آقازاده گفتم خیس نکن شلوارو . بردار نجسی رو از رو میز . نه اسم منو بیار پیش بد دهنی اون نه دیگه ریخت تو و باباتو ببینم . دم دری که برگشت دست بلند کنه که یعنی خداحافظ ، از دهنش پرید که من پسرش نیستم . داد زدم که منم نیستم . نیشو باز کرد تا بنا گوشو زد به کوچه بغلی و گم شد . حالام بی حرف پیش شمام اگه اومدی نون بی پدر مادری و نون از دست صغیر و فقیر گرفته بذاری تو دومن ما ، پاشو اون دست به ریشو اون دست به خایه ت رو بکن تو جیبتو بزن به چاک از این چاردیواری بی قراری. گرگ نشسته جلوت...